تبليغاتX
زمزمه دلتنگی



غروب شد و دوباره باز هوای تو زد به سرم



من موندم و خیال تو با این دل در به درم

غروب شد و بازم دلم به فکرته به یادته

نگاه بی قرار من تو حسرت نگاهته

خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت

منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت

خسته شدم از این همه آوارگی،در به دری

به دنبال تو بودم و از تو نبود خبری

به جون تو خسته شدم

خسته و در مونده شدم

روزای عمر من همه بدون تو هدر شدن

به خاطر نبودنت همگی بی ثمر شدن

بیا و این دو روز باقی مونده ی عمرمو

بذار کنار تو باشم تموم کن این عذابمو

خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت

منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت

خسته شدم از این همه آوارگی،در به دری

به دنبال تو بودم و از تو نبود خبری

به جون تو خسته شدم

خسته و در مونده شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 




مركز آموزش ايرانيان