تبليغاتX
زمزمه دلتنگی



 

 

خوش به حال چشمه ها و دشت ها ،

خوش به حال دانه ها و سبزه ها ،

خوش به حال غنچه های نیمه باز ،

خوش به حال دختر میخک  که می خندد به ناز،

خوش به حال جام لبریز از شراب،

خوش به حال آفتاب .

 

ای دل من , گر چه در این روزگار,

جامه رنگین نمی پوشی به کام ,

باده رنگین نمی بینی بجام ,

نقل و سبزه در میان سفره نیست ,

جامت از آن می که می باید تهی ست ؛

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم !

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب !

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار .

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ ؛

هفت رنگش می شود هفتاد رنگ !

(زنده یاد فریدون مشیری)

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت 
 جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نیست

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 




مركز آموزش ايرانيان