کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی این گونه بی معنا نبود
کاش بودی تا لبان سرد من
بی خبر از موج و از دریا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعد تو این زندگی زیبا نبود
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط علی .....
|
بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه
بعضیها شعرشان كهنه است، فكرشان نو
بعضیها شعرشان نو است، فكرشان كهنه
بعضیها یك عمر زندگی میكنند برای رسیدن به زندگی
بعضیها حمال كتابند
بعضیها بقال كتابند
بعضیها انبارداركتابند
بعضیها كلكسیونر كتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان و بعضی به كارشان
بعضیها اصلا قیمتی ندارند
بعضیها به درد آلبوم میخورند
بعضیها را باید قاب گرفت
ادامه مطلب...
بعضیها شعرشان كهنه است، فكرشان نو
بعضیها شعرشان نو است، فكرشان كهنه
بعضیها یك عمر زندگی میكنند برای رسیدن به زندگی
بعضیها حمال كتابند
بعضیها بقال كتابند
بعضیها انبارداركتابند
بعضیها كلكسیونر كتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان و بعضی به كارشان
بعضیها اصلا قیمتی ندارند
بعضیها به درد آلبوم میخورند
بعضیها را باید قاب گرفت
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط علی .....
|
لذته داشتنه یك دوست خوب توی یك دنیای بد ،
مثله خوردنه یك فنجان قهوه گرم ، زیر برفه ،
درسته كه هوارو گرم نمی كنه ولی تو رو دل گرم می كنه .
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط علی .....
|
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد...
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد او گل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط علی .....
|


