تبليغاتX
زمزمه دلتنگی



داني كه چرا زميوه ها سيب نكوست نيمش رخ عاشق است و نيمش رخ دوست..

 آن زردي و سرخي كه درآن مي بيني زردي رخ عاشق است و سرخي رخ دوست...

 آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست....

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

 اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

 ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

 اي دوست مبين به چشم دشمن ما را ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



اگر می خواهی مزرعه خوشبختی ات را توسعه بدهی ،

خاك قلبت را همواركن...

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



سر کلاس ادبیات معلم گفت:فعل رفتن رو صرف کن:رفتم ... رفتی ... رفت... ساکت می شوم، می خندم، ولی خنده ام تلخ می شود. استاد داد می زند:خوب بعد؟ ادامه بده . و من می گویم:رفت .رفت..رفت.رفت و دلم شکست...غم رو دلم نشست...رفت شادیم بمرد...شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من می خندم و می گویم : خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است...کارم از گریه گذشته است به آن می خندم....

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



زندگی یعنی بازی. سه ، دو ، یک … سوت داور............ بازی شروع شد!!! دویدی ، دست و پا زدی ، غرق شدی ، دل شکستی ، عاشق شدی ، بی رحم شدی ، مهربان شدی… بچه بودی ، بزرگ شدی ، پیر شدی سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازی تمام شد... زندگی را باختی
...
+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



می دونی فلسفه اختراع سرسره برای بچه ها چیه؟
می خوان از بچگی به ادم یاد بدن
 كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه....

+ نوشته شده در  جمعه 11 آبان1386ساعت 9:30 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



معلم گفت{الف}گفتم او.

معلم گفت{ب}گفتم با او.

معلم گفت{پ}گفتم پیش او.

معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو....

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟

 ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 7:54 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



افسوس... آن زمان كه باید دوست بداریم كوتاهی میكنیم

آن زمان كه دوستمان دارند لجبازی میكنیم

 و بعد ... برای آن چه از دست رفته آه میكشیم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 7:51 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 




مركز آموزش ايرانيان