تبليغاتX
زمزمه دلتنگی



خدایا چرا دیگه هیچکس نگران دوستش نیست .

چرا آدما هم و فراموش میکنن ،

چرا وقتی یه پله از نردبان زندگی میرن بالا

دیگه به پشت سر شون نگاه نمی کنن

 که قبل از اینکه این پله رو بیان بالا چه آدمی بودن .

اما یه جورای همه ازهم طلبکارن ؟ !

خیلی حرف تو دلم که بگم اما چه فایده کو گوش شنوا ،

اشکالی نداره ما هم خدای داریم ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می دونم چشمای هیچ کس مثل من به در نمونده... میدونم هیچ عاشقی اینجوری منتظر نمونده... می دونم دوستت دارم هایی که گفتم از دلم بود... می دونم دل تو هم مثل دل من عاشقم بود... می دونم عاشقتم اسیر چشمای سیاتم... می دونم قربونی یه یه لحظه ناز اون نگاتم... چرا گم شدی تو توی لحظه های بی کسی هام؟.... چرا نیستی تو دوباره معنی دلواپسی هام؟... می دونی دوستت دارم ؟ عاشقتم؟ ... می دونی عاشقتم؟... دیوونتم؟ سوزان من؟....

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



 تو همه جاي دنيا پسر ها و دختر ها در روز نيم ساعت با هم هستند و بيست و سه ساعت و نيم ديگه رو به کارهاي عادي زندگي خودشون مشغولن خوردن، خوابيدن، مطالعه، درس خوندن، کار کردن و..اما تو ايران دختر ها و پسر ها بيست و سه ساعت و نيم به اين فکر مي کنن که چطوري ميشه نيم ساعت با هم باشن .....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش    ويليام شکسپر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به هم مي رسيم 3 نفر ميشيم . من و تو و شادي .

از هم دور ميشيم 4 نفر ميشيم . تو و تنهايي ، من و خا طره.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟

زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت ..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كسي را براي دوستي انتخاب كن كه قلب بزرگ داشته باشه،

 تا مجبور نشي براي اينكه در قلبش جا بگيري خودت را كوچك كني ..

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از نمازش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي ......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



مشكلات غرور ما را میشكند و سنگدلی ما را برطرف میكند.
مشكلات ما را به یاد دردمندان میاندازد.
مشكلات ما را به فكر دفاع و ابتكار می اندازد.
مشكلات ارزش نعمت های گذشته را به ما یادآوری میكند.
مشكلات توجه ما را به خدا بیشتر میكند.
مشكلات كفاره گناهان است.
مشكلات سبب دریافت پاداش های اخروی است.
مشكلات هشدار و زنگ بیدار باش قیامت است.
مشكلات سبب شناسایی دوستان واقعی است.
مشكلات سبب شناسایی صبر خویش است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 




1. لازم نیست كسی غیر از خودتان باشید. فقط كافی است از كسی كه قبلا بوده اید بهتر باشید.

2. یك همسر فقط همراه آدم نیست، او كل تقدیر ماست.

3. انسان، عاشق زیبایی نمی شود. بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست.

4. زندگی آن نیست كه هر چه می خواهید داشته باشید، بلكه آ‎ن است كه هر چه را دارید، بخواهید.

5. كسی كه نمی تواند احمق شود، نمی تواند عاقل باشد.

6. چنان شیرین زبان نباشیم كه ما را یك دفعه بخورند و چنان تلخ زبان نباشیم كه از دهان یك دفعه پرتمان كنند.

7. بزرگی را به كسی نمی بخشند، باید خود آن را به دست آوریم.

8. گاهی اوقات در زندگی خیلی زود، دیــــــــــــر می شود.

9. برای اینكه بزرگ باشی، نخست كوچك بودن را تجربه كن.

10. هر كس با حق گلاویز شود، حق او را به زمین می افكند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



آدم ها به هم گل می دهند ، چون معنای حقیقی عشق در گل ها نهفته است . كسی كه بكوشد صاحب گلی شود ، پژمردن زیبایی اش را هم خواهد دید . اما اگر به همین بسنده كند كه گلی را در دشتی بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشید ، با بوی زمین خیس و با ابرهای افق آمیخته است ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نقل است كه گفت :"یك روز دلم گم شده بود. گفتم الهی! دل من بازده" ندایی شنیدم كه :" یا جنید! ما دل بدان ربوده ایم تا با ما بمانی، تو باز میخواهی كه با غیر ما بمانی؟" ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزهافكر من این است وهمه شب سخنم

كه چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از كجا امده ام امدنم بحر چه بود

به كجا میروم اخر ننمایی وطنم

ماندهام سخت عجب كز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

جان كه از عالم علوی ست یقین میدانم

رخت خود باز برانم كه همانجا فكنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



هیچ کس اشکی برای ما نریخت ... هر که با ما بود از ما می گریخت

 چند روزی ست حالم دیدنیست... حال من از این و آن پرسیدنیست

 گاه بر روی زمین زل می زنم... گاه بر حافظ تفاءل می زنم

حافظ دیوانه فالم را گرفت... یک غزل آمد که حالم را گرفت:

 ما زیاران چشم یاری داشتیم... خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :

دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد.شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود. ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 



پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... وقتی که مرا از دل خود می رانی ... یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ... زرد است که لبریز حقایق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم...

خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد

به عشق ایمان دارم حتی اگر ان را حس نکنم

به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد...

کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد ، کاش می شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد ، کاش می شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد ، کاش می شد با پری از برگ یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد.....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی
زندگی چیست؟
زندگی زیستن است.
زندگی عشق به دوست داشتن است.
زندگی آوازیست که به هنگام سحر مرغ سحر می خواند.
زندگی خواستن است.
زندگی پیغامی است که جهان را به تراوت می خواند.
زندگی فریاد است.
فریادی در باد گذرش بادی سخت
و در آن خاک حوادث بسیار
سخنش فیادی است که به ما می گوید:
"زندگی راه امید داشتن است."


+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 11:54 قبل از ظهر  توسط علی .....  | 



 بيچاره پسرها اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم . ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهتون زنگ بزنن ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن ميگن لوس شدي اگه نخندن ميگن چه مرگته عاشق شدي اگه شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي اگه شام نخوان ميگن چي كوفت کردی...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 دنيا اين جوريه ديگه: اگه گريه كني ميگن كم آوردي ، اگه بخندي ميگن ديوونست ، اگه دل ببندي تنهات ميزارن ، اگه عاشق بشي دلتو ميشكنن ، با اين حال بايد لحظه اي را گريست ، دمي را خنديد ، ساعتي را دل بست و عمري عاشقانه زيست ......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشق يعني قطره قطره آب شدن... در وفــور اشـک يـار گـــريان شـــدن عشق يعني بر دلي چيره شدن... دست از جان شستن و مـجنون شـــدن عشق يعني در حضور باران طوفان شدن... در کنار قاصدک رقصيدن و پرپر شدن عشق يعني در عميق قلب يار ساکن شدن... بر دامان وي افتادن و بي جان شدن عشق يعني در پي باد رفتن و راهي شدن... از فراز کوه ها بگذشتن و پيدا شدن ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط علی .....  | 




مركز آموزش ايرانيان